#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_304


-حتي اگه هيچ وقت مال من نشه باز من تو رو قبول نميکنم .

چون من متعلق به رايانم .

ميفهمي ؟ زن اونم .

بچه ي اون توي شکم منه !

ساکت بهم خيره ميشه .

حتي پلک هم نميزنه .

يه لحظه حس ميکنم حتي نفس هم نميکشه .

پشيمون از کارم با ناراحتي ميگم :

-ميثم من ....

هيستيرک دندون هاشو روي فشار ميده و مثل شير زخم خورده با عصبانيت ميگه :

-هيششش هيچي نگو .

معترض ميگم :

-اما تو خودت مجبورم کردي حرف هايي بزنم که نبايد ميزدم .

يه قدم به سمتم مياد و خشن ميگه :

-حرف؟

بهش نگاه ميکنم .داد خيلي بلندي ميزنه و ميگه :

-حرف؟ تو چطور تونستي خودتو در اختيار اون قرار بدي ؟

چطور انقدر احمقي که زندگيتو نابود ميکني ؟


romangram.com | @romangram_com