#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_249

-هرچه بدخلقي کني

از قبل عاشقتر شوم

هرچه قهوه تلختر،

نوشيدنش دلچسب تر!سحر :شعر قشنگيه !

تو جام تکوني ميخورم و گيج و منگ به سحر نگاه ميکنم ،لبخندي ميزنه و ميگه :

-شعري که الان خوندي ،خيلي قشنگ بود .

-بلند خوندم ؟

سري تکون ميده .

آهي ميکشم و با چشم دنبال رايان ميگردم

سحر انگاري که متوجه ميشه چون ميگه :

-عقب تر از ما نشسته ، دنبالش نگرد .

فوري سرمو ميندازم پايين تا بيشتر از اين رسوا نشم .

توي طول راه حتي يک کلمه حرف هم نميزنم . سحر هم سوال پيچم نميکنه و من از اين بابت ممنونش ميشم .

بالاخره ميرسيم ترکيه .

هواپيما توقف ميکنه .

زودتر از همه از جا بلند ميشم و پشت سرمو نگاه ميکنم .

با رايان چشم تو چشم ميشم .

اخمي ميکنه و نگاهشو ازم ميگيره .

عين بچه ها بغض ميکنم و صورتمو برميگردونم .

romangram.com | @romangram_com