#حسی_مثل_دلتنگی_پارت_206


براي همين دزديدمت .

وقتي اون تير لعنتي از دستاي من به تو شليک شد ، قسم خوردم ديگه کاري به کارت نداشته باشم تا اينکه سرنوشت ، تو رو دوباره سر راهم قرار داد .

برميگرده .

به چشمهاي ناباورم زل ميزنهد

ملتمس ميگه:

-من حتي يک لحظه هم تو رو فراموش نکردم .

ميدونم عاشق راياني ! فراموش کردنش سخته .

اما بهتره که هم به من هم به خودت يه فرصت بدي .

من ... من خيلي دوست دارم سارا .

لب هام تکون ميخورن .

حرفاش حس بدي و بهم ميده توي دلم مينالم :

خدايا بسه ! کافيه !

ديگه نميکشم .

نميتونم .

چي بهش بگم ؟

چطوري دلشو بشکونم ؟

گوشه ي لبمو به دندون ميگيرم تا مبادا اشکم سرازير بشه .

نگاهش کشيده ميشه سمت لب هام انگار حال خرابم و نميبينه چون تو يه ثانيه سرشو نزديکم مياره و لب هاي بيقرارشو روي لب هام ميذاره ...


romangram.com | @romangram_com