#حصار_تنهایی_من_پارت_836


- آخه من جز علي يکي ديگه رو هم دوست دارم. مي خوام بدونم اونم منو دوست داره؟

پسره با خوشحالي دم ماشين وايساد و گفت: بله خانم ...کاري داشتيد؟

- پس یکي هستي لنگه بقيه... علي بدبخت!

جواب آرادو ندادم.

به پسره گفتم: فالات چنده؟

- دو تومن خانم.

- به اون پرندت بگو يه فال برام بگيره.

- چشم خانم!

پسره سر پرنده رو خم کرد، يکي برداشت، بهم داد. پنج تومن بهش دادم.

گفت: ولي خانم اين که خيلي زياده؟

- برای خودت.

با خوشحالي گفت: ممنون خانم!

رفت طرف آراد و گفت: آقا شما فال نمي خوايد؟

romangram.com | @romangram_com