#حصار_تنهایی_من_پارت_640
- نه فقط شما مردا مشکل داريد!
امير خنديد و بلند شد و گفت: امروزو بهش استراحت بده.
- وقتي مُرد، تا هر وقت دلش خواست مي تونه استراحت کنه!
- بسه آراد! تو چه دشمني ای با اين دختر داري؟
- کجات درد مي کنه؟
- دلم.
- دلت؟!! واسه يه دل درده که اين چقدر آه و ناله مي کني؟! اين که با يه قرص خوردنم خوب مي شه؟!
- دل درد من با قرص خوردن خوب نمي شه.
- آها! پس با ديدن اميرعلي خوب مي شه! خب حالا که ديدیش؟ برو به کارات برس!
- مي گم دلم درد مي کنه. نمي فهمي؟
امير: ويدا که هست؟ بده اون کاراتو انجام بده!
- علي تو باز دخالت کردي؟
خاتون اومد تو و گفت: آقا خواهش مي کنم دعواش نکنيد. آيناز واقعا دلش درد مي کنه .قول مي دم حالش که خوب شد، تا شبم که شده کاراتونو انجام بده.
romangram.com | @romangram_com