#حصار_تنهایی_من_پارت_638


- کاش آقا مي ذاشت بري دکتر. مي ترسم مشکلي چيزي داشته باشي.

- اون بذاره من برم بيرون؛ دکتر رفتنم پيش کشش!

لبخندي زد و رفت بيرون. ويدا هم بعد دو ساعت خر و پف دم گوش من بيدار شد. خاتون چند تا جوشونده ريخت تو معده من ولي افاقه نکرد. سرم زير پتو بود که دو تا تقه به در خورد.

نشستم وگفتم: کيه؟!

- منم!

شالمو برداشتم و رو سرم انداختم و گفتم: بفرماييد!

امير با يه ليوان که ظاهرا بايد جوشونده باشه، اومد تو. قيافمو تو هم کردم و گفتم:

- واي بازم جوشونده؟! به خاتون گفتم ديگه نمي خورم!

کنارم نشست و گفت: عليک سلامَ!

- ببخشيد سلام!

- اين جوشونده رو خودم درست کردمو بايد بخوري! بدون اخم و تخم!

- شما ديگه براي چي درست کردين؟

- خاتون گفت دلتون درد مي کنه و هر چي جوشونده بوده، بهت داده، خوب نشدي... گفتم حالا اينو امتحان کني شايد خوب بشه.

romangram.com | @romangram_com