#حصار_تنهایی_من_پارت_637


- اي درد! اين چه وضع بيدار کردنه؟ ترسيدم... خودت برو!

- دلم درد مي کنه؛ نمي تونم راه برم.

- به من چه؟!

دوباره خوابيد.

بلند گفتم: خدايا به حق شاه مردان، مرا محتاج نامردان مگردان!

سرشو آرود بيرون و گفت: چي گفتي؟!

- با شما نبودم خواهر بخواب

خاتون اومد تو و گفت: تو چرا خوابيدي؟ برو آقا رو بيدار کن ديگه؟

- دلم درد مي کنه.

- پريود شدي؟





- اوهوم!

romangram.com | @romangram_com