#حصار_تنهایی_من_پارت_264
- معتادي؟
- چي؟
- اگه معتادي بگم مختار برات مواد بياره.
پوزخندي زدم و گفتم: يه بار مواد آوردنتو ديدم!
- چي مصرف مي کني؟
- به تو چه؟
خاتون زد به پهلوم و لبشو گزيد و گفت: آقا ببخشيد!
با عصبانيت به من نگاه کرد و گفت: خاتون برو بيرون!
- آخه آقا...!
داد زد: گفتم برو بيرون!
- چشم آقا؛ چشم!
خاتون از روي نگراني نگاهي بهم انداخت و رفت.
با همون اخم رو صورتش گفت: مي دوني من کيم؟ آراد؛ آراد سعيدي! تمام کله گنده هاي تهران از روزي که اسم منو شنيدن، شب ادراري دارن! اين بار آخرت باشه که با من اينجوري حرف مي زني. مي دوني گربه رو دم حجله کشتن يعني چي؟
romangram.com | @romangram_com