#حصار_تنهایی_من_پارت_1371


با هم خنديدم و بعد کمي خوش و بش گفتم:

- ليلي جون! برات شوهر پيدا کردم!

- برو به آراد بگو زنش نمي شم!

با مشت زدم به بازوش و گفتم: آراد صاحاب داره! اونم منم!

دستشو گذاشت رو بازوش و گفت: خب مال خودت؛ چرا مي زني؟! مي گم جن زده نشدي؟!

- نه نشدم. حالا مي ذاري بگم شوهرت کيه يا نه؟

- حتما پرهام ديگه؟

با تعجب گفتم: آره؛ از کجا مي دوني؟

- تو هنوز نمي دوني ما دخترا شاخکامون تيزه؟ تا يکي بهمون ابراز محبت مي کنه، مي دونيم عاشقمون شده؟

- نه! من اينجوري نيستم.

- پس تو هنوز جنسيتت مشخص نشده.نکنه نر و ماده قاطي هستي و به کسي نمي گي؟

با خنده بالشتو زدم تو سرش و گفتم: خجالت بکش!

با خنده بالشتو ازم گرفت و گفت: خجالتو که کشيدم... حالا بگو پرهام چي بهت گفته؟

romangram.com | @romangram_com