#حصار_تنهایی_من_پارت_1330
گفتم: چرا گفتي عمرم؟
- چون شيشه ی عمرمي. بشکني، مردم.
همين جور که رو بالشتش خوابيده بودم، گفتم: يه سوالي بپرسم راستشو مي گي؟
- مرگ خودم آره!
تشر زدم و گفتم: اينجوري قسم نخور!
- خواستم باور کنی!
- باور مي کنم!
- باشه، حالا بپرس!
- تو واقعا منو دوست داري يا اينم جزو نقشته؟
- به همون خداي بالا سرت که مي پرستيش و هيچ کس بالاترش نيست، قسم که دوست دارم!
حرفشو صادقانه گفت. راحت به دلم نشست. گفت:
- حالا نظرت چيه؟
- باور کردم!
romangram.com | @romangram_com