#حصار_تنهایی_من_پارت_1321


يکي از دخترا گفت: آراد؟! اونم بعد از شش سال؟!

دوستش گفت: واي عزيزم! من عاشق صداشم! باورم نمي شه دوباره مي خواد بخونه!

فرحناز با چشاي از حدقه دراومده به آراد نگاه مي کرد. انگار باورش نمي شد بخواد بخونه!

يکي از پسرا داد زد: آراد مي خواي براي کي بخوني؟! فرحناز؟!

نيش فرحناز تا بنا گوش باز شد و همه ی دخترا با حسرت نگاش کردن.

آراد لبخند زد و گفت: نه... براي يکي ديگه. يکي که شب و روز برام نذاشته و با نفساي اون، نفس مي کشم. یکی که نباشه، مي ميرم.

همه گفتن: اووووو!!

همون پسره گفت: اون دختر خوشبخت هر کيه، دستشو بالا کنه!

فرحناز پنچر شد. با قيافه پکر و ضايع شده به آراد نگاه مي کرد. اميرعلي با لبخند نگام کرد. بقيه ی دخترا هم سر مي چرخوندن ببين دختره کيه؟

آراد شروع به نواختن و خوندن کرد:

« عشق من ناز نکن عمر ما پايون مي گيره/ يه روزي دست زمونه تو رو از من مي گيره/ وقتي تنها با تو بودن واسه من زندگيه/ تو رو ديدن تو رو خواستن رو کي از من مي گيره؟/عشق من قلب اين عاشق با تو آروم مي گيره /همه ناله هاي من از اون نگاه دوريه /تو رو ديدن تو رو خواستن تو رو هر جا مي بينم/ بي تو و عشق تو من، هميشه تنها مي مونم /عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادته /همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته/ با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته/ عشق من بي کسي و شب تو پايون مي گيره / همه رگام از حرارت نگات خون مي گيره /با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته/تو گمون کردي بري خاطرهاتم مي ميره/ روزاي رفته برام رنگ سياهي مي گيره/ اگه صد بهار و پايير واسه تو گريه کنم/ نمي تونم که تو رو هميشه از ياد ببرم/من همون عاشقتم تا که چشام بارونيه /همه ناله هاي من از اون نگاه دوريه/ با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته/ عشق من بي کسي و شب با تو پاييون مي گيره /همه رگ هام از حرارت نگات خون مي گيره /با تو بودن توي دنيا واسه من نهايته...»

تمام مدتي که آراد مي خوند، به کسي نگاه نمي کرد.با تموم شدن آهنگ، يه قطره اشک از چشماش سرازير شد. سريع پاکش کرد و با لبخند نگام کرد. يه نگاه عاشقانه؛ يه نگاه که عين تيري بود که به قلبم خورد و باهاش گر گرفتم.

همه براش دست زدن و بلند شدن. بعضيا داد مي زدن «دوباره ...دوباره!»

romangram.com | @romangram_com