#حصار_تنهایی_من_پارت_1305


- اول آروم حرف بزن! ملت دارن نگامون مي کنن! بعدشم براي من، آره!

سرمو چرخوندم، ديدم دو تا دختر به آراد زل زدن.

به بازوهاي آراد چسبيدم و گفتم: چشاتونو درويش کنيد! صاحب داره!

دخترا با لبخند سر شونو برگردوندن.

آراد با تعجب نگام کرد و گفت: چي گفتي؟!

بازوهاشو ول کردم؛ اون دستامو گرفت.

گفتم: ها؟! دستمو ول کن!

- نه! اين حرفی که زدي رو دوباره بگو!

- تو دستمو ول کن؟

دستمو کشيد، برد به کافي شاپ و گفت: از کي تا حالا صاحب من، تو شدي؟!

- بابا الکي گفتم که نگات نکنن! نه اينکه خوشگلي؟ چشت مي زنن!

- تو که مي گفتي من زشتم؟

- اون براي وقتي بود که کچل بودي! الان موهات خوشگلت کرده!

romangram.com | @romangram_com