#حصار_تنهایی_من_پارت_1174
- از بس بهم گفتن زشتي، ديگه اعتماد به نفسي برام نمونده! اگه چند نفري هم گفتن خوشگلي، شايد بخاطر اين بوده که دلمو نشکنن.
- يعني خودتو تو آينه نديدي؟!
- چرا ديدم؛ خوشگل بودم ولي وقتي خودمو با يکي خوشگل تر، مثل فرحناز مقايسه مي کنم، مي بينم در برابر اون هيچم.
- همه ی زيبا رويان بالاخره يه عيب پنهان دارن. پس هيچ وقت خودتو با ديگران مقايسه نکن. آيناز، آينازِه؛ فرحناز، فرحنازِ ... معلومه اگه خودتو با فرحناز مقايسه کني، به جايي نمي رسي. چشماي خاکستري و بيني قلمي اون کجا؟ صورت تو کجا؟ قد چند متري اون با قد چند سانتي تو قابل مقايسه نيست! آيناز! خودتو دست کم نگير. تو هم به اندازه کافي خوشگل هستي.
خنديدم و گفتم: نصف شبي تريپ روانشناسي برداشتي!
بلند شد و گفت: حرف زدن با تو مثل...
ادامه دادم: کوبيدن سر به ديوار مي مونه... سر مي شکنه ولي ديوار تکون نمي خوره!
بلند شد وگفت:خوبه که مي دوني!
در کمد لباسي رو باز کرد.
گفتم: اين اتاق کيه؟
برگشت و گفت: اتاق تو! قبل از اينکه علي بگه تو رو دوست داره، اينجا رو براي تو تزيين کردم اما نمي دونستم سهم علي مي شي.
با لبخند نگاش کردم و گفتم: ممنون. خيلي قشنگه؛ اسمش گذاشتم «اتاق اقيانوس»!
- خوشحالم که اين اتاقو دوست داري.
romangram.com | @romangram_com