#حصار_تنهایی_من_پارت_1159
مي دونستم سلام گرگ بي طمع نيست.
گفتم: ممنون!
دستشو دراز کرد و گفت: افتخار رقصو مي ديد؟
- نخير!
- چرا؟
- ازتون خوشم نمياد!
- فکر کردي من خيلي ازت خوشم مياد؟!فکر کردي ازت تعريف کردم خبرايیه؟!
آراد: اگه تا يه دقيقه ديگه بلند نشي، يه خبرايي تو صورتت مي شه!
به آراد که عصبي بود نگاه کردم. پسره بدون هيچ حرفي بلند شد و رفت.
آراد کنارم نشست.
گفتم: باد کرد؟!
با تعجب گفت: چي؟
- رگ غيرتت!
romangram.com | @romangram_com