#حجاب_من_پارت_178


درو باز کرد

استاد_ اا تویی پس چرا نمیای داخل

با احترام گفت_ ببخشید استاد یکی از بچه ها دیر کرده میشه اجازه بدید بیاد داخل کلاس؟

صدای متعجب استاد پیچید تو گوشم

استاد_ منظورت کیه؟

محمد یکم اونورتر رفت و بهم نگاه کرد تا برم جلو

رفتم کنارش ایستادم

استاد بهم نگاه کرد_ شما دیگه چرا خانم زارعی؟

سرمو انداختم پایین ولی هیچوقت عادت به عذرخواهی نداشتم

استاد_ این دفعه فقط به خاطر اینکه بهترین دانشجوم تو این کلاس هستین و چون محمد هم ازم خواسته اجازه میدم اما دیگه تکرار نشه

_ ممنون

دوتایی رفتیم داخل که با یه عالمه چشم که همشون هم به ما دوتا ذل زده بودن مواجه شدیم

هردوتامون عین بچه های مظلوم سرمونو انداختیم پایین و رفتیم بشینیم

درس امروزمون کار با کامپیوتر بود

romangram.com | @romangram_com