#حجاب_من_پارت_177


خندید، یه دستمال گرفت سمتم _ دیگه هیچوقت برای چیزای الکی گریه نکنین حالا هم من اینجا منتظر میمونم برین صورتتونو بشورین بیاین تا باهم بریم داخل کلاس

دوباره دماغمو بالا کشیدم

_ولی استاد اجازه نمیده

خندش بیشتر شد_ اجازه میده زود باشین

_ باشه باشه. همینجا بمونینا جایی نرین یه وقت

دیگه منتظر جوابش نموندم و دویدم سمت دستشویی

صورتمو خوب شستمو یکم موندم تا قرمزیش از بین بره

رفتم بیرون کولمو برداشتم و توش دنبال دستمال کاغذی گشتم. نبود که نبود

یهو یه دستمال اومد جلوی چشمم

سرمو آوردم بالا

محمد_ صورتتونو پاک کنین بریم

_ممنون

ازش گرفتم سریع صورتمو پاک کردم و راه افتادیم سمت کلاس. در زد

استاد_ بفرمایید

romangram.com | @romangram_com