#هستی_من_باش_پارت_391

خودم و زدم به کوچه علی چپ و گفتم:

ـ کدوم نوشته؟

ـ برو.... برو خودت و رنگ کن. زود باش نشونم بده.

گردنبند و ازش گرفتم. دستم و گذاشتم زیرِ سکه. نوشته خودش و نشون داد. گرفتم سمت سامان و گفتم:

ـ اینم نوشته.

سامان بلند بلند شروع کرد به خوندن و گفت:

ـ تقدیم به عشقِ ابدیم سامان.

بعد هم خیره شد به من. یه دفعه از جاش بلند شد و گفت:

ـ پاشو که خیلی کار داریم. پاشو.

ـ چی کار؟

ـ اول باید زنگ بزنیم بابا اینا هم عذرخواهی کنیم هم تشکر.

ـ چرا؟

ـ عذر خواهی به خاطرِ این که این چند وقت اذیتشون کردیم. تشکرم به خاطرِ این که من و تو رو به هم رسوندن.

بعد هم زد زیرِ خنده. منم بلند شدم رفتم کنارش وایستادم و گفتم:

ـ باشه این کارا رو می کنیم. راستی کی می یای خواستگاریم؟

romangram.com | @romangram_com