#هستی_من_باش_پارت_370


ـ لباس؟ از کجا آوردی؟

تینا:

ـ واست لباس آوردم.

گفتم:

ـ دستت درد نکنه.

تینا:

ـ کی مرخص می شی؟

بازم زودتر از من عرفان گفت:

ـ الان دکترش می یاد. باید اون مرخص کنه اون که بیاد ما هم می ریم.

عرفان از جاش بلند شد و گفت:

ـ من می رم ببینم نیومد.

ـ باشه.

عرفان رفت. تینا اومد سمتم و گفت:

ـ بیا لباسات و بگیر.


romangram.com | @romangram_com