#هستی_من_باش_پارت_364


ـ من می دونم. اون می خواد حرصم و در بیاره. به خدا.... به خدا اگه تا آخرِ هفته که بیمارستانم نیاد دیگه قیدش و می زنم و فردای بیمارستان می رم بلیط می گرم و می رم کانادا.

ـ اَه دیوونه شدی؟ دلت می یاد تنهاش بذاری؟ اصلا می تونی؟

جدی ولی الکی گفتم:

ـ آره می تونم چرا نتونم؟ وقتی اون می تونه منم می تونم.

ـ من نمی ذارم. تو بعد از بیمارستان می ری خونه اش.

ـ عمرا!

ـ می ری.

ـ نه.

ـ آره.

ـ گفتم نه. حالا هم ساکت شو می خوام بخوابم وگرنه زنگ می زنم پرستار بیاد بیرونت کنه. بخواب.

ـ خاک تو سرِ بی لیاقتت کنن.

ـ خودتی بخواب.

ـ اَه.

ـ ساکت.


romangram.com | @romangram_com