#هستی_من_باش_پارت_285
ـ خب برین دنبالش.
ـ ....
ـ خودتم می دونی که به احتمال زیاد دیگه بر نمی گرده.
ـ ....
سامان گوشی رو قطع کرد و محکم گوشی رو کوبوند زمین و بلند گفت:
ـ اَه.
من که صدای گوشی دو متر پریده بودم هوا گفتم:
ـ چی شده سامان؟
یه نگاه به تینا کرد و بعد از کمی مکث گفت:
ـ احسان به جای جرج رفته تا کارت رو کپی کنه.
تینا با جیغ گفت:
ـ چـــی؟ اون که بلد نیست.
ـ عوضش نشونه گیریش عالیه، ولی هنوز برنگشته.
تینا گفت:
ـ یعنی مرده؟
romangram.com | @romangram_com