#هستی_من_باش_پارت_283

صورت سامان حالت تعجبی به خودش گرفت.

ـ حالا الان می خواین چی کار کنین؟

ـ ....

ـ خودتم می دونی دیگه نمی تونه برگرده.

ـ ....

ـ برای چی گذاشتی؟

ـ ....

ـ اَه داره کپی می کنه.

بعد سامان رو به من گفت:

ـ چقدر مونده؟

یه نگاه به صفحه کامپیوتر انداختم و گفتم:

ـ فقط یک دقیقه.

سامان دوباره به صحبتش با مایکل ادامه داد.

ـ هرطور شده بیارینش.

ـ ....

romangram.com | @romangram_com