#هستی_من_باش_پارت_242


ـ بابا عمو جون می گم شیر ندارم. شیرِ خشک می خوری واست درست کنم؟

ـ سامان کنترل و بده.

ـ نه نه کنترل واسه بچه های زیرِ چهار سال خطرناک هست. یه موقع می کنی تو حلقت.

الکی زدم زیرِ گریه و گفتم:

ـ خب خودت بزن.

ـ چی رو خودم بزنم؟ نه نه من کتک نمی زنم.

ـ آره جون خودت کتک نمی زنی؟ اون دفعه من و نزدی تا دو روز جاش مونده بود؟

ـ کـــــی؟ من؟ نه بابا من اصلا بلد نیستم.

ـ جدا؟

ـ آره جدا.

با صدای زنگ گوشیم هر دو ساکت شدیم. از روی میزِ کنارم برش داشتم. شماره رو نمی شناختم. سامان صدای تلویزیون رو کم کرد. منم گوشی رو گذاشتم رو گوشم و جواب دادم.

ـ بله؟

کسی جواب نداد. یه نگاه به سامان انداختم. چشمش تو تلویزیون بود. دوباره گفتم:

ـ بله؟ بفرمایید.


romangram.com | @romangram_com