#هستی_من_باش_پارت_229

ـ نمی افتی ببین چقدر قشنگه.

ـ این طوری می گی من زودتر بخرم بریم.

ـ نه بابا، ولی خب حالا برای یه بارم شده بلند بپوش.

ـ پس بریم تو.

هر دو با هم رفتیم تو مغازه. سامان لباس رو نشون داد و پسرِ آورد و گفت:

ـ این لباس و خیلی ها خوششون اومده، ولی اندازه ی هیچ کدومشون نبود. حالا شما مطمئنین که می خواین پرو کنین؟

سامان گفت:

ـ بله.

ولی من تو فکرِ این بودم که هزاران نفر این لباس و پوشیدن با وسواس گفتم:

ـ یعنی این لباس و همه پوشیدن؟

ـ نه ما از هر کدوم از لباسا دوتا داریم. این لباسی که الان شما دارید پرو می کنید رو همه پوشیدن، ولی اصلی رو هیچ کس نپوشیده.

ـ می شه اصلی رو بدین؟

ـ اجازه ی چنین کاری رو ندارم. اون واسه خریدار اصلی هست.

رو به سامان گفتم:

ـ من نمی خوام بپوشم.

romangram.com | @romangram_com