#هستی_من_باش_پارت_224
ـ چطوری عزیزم؟
ـ خوبم. تو خوبی؟ سامان چطوره؟
ـ اونم خوبه. ببین آینا وقت ندارم زنگ زدم بهت بگم که....
نذاشت حرفم و ادامه بدم گفت:
ـ وای باورم نمی شه. می خوای باهاش ازدواج کنی؟ من می دونستم آخرم کارِ شما به ازدواج می کشه. خب حالا کی عروسی می گیری؟
وای این چی داشت می گفت همین طور پشت سرِ هم؟
ـ آینا می شه لطفا خفه شی؟
ـ بی تربیت نا سلامتی عروس شدی با ادب باش.
ـ عروس چیه بابا؟ چرت و پرت می گی. می خواستم ازت اسم چندتا مرکز خرید رو بگیرم.
ـ یعنی عروس نشدی؟
ـ نخیر می دی یا نه؟
ـ برای چی می خوای؟
ـ یه عروسی دعوتم یه دست لباسِ مجلسی می خوام.
ـ ببین یه آدرس بهت می دم لباساش محشره کیف و کفشم داره.
romangram.com | @romangram_com