#هستی_من_باش_پارت_222
ـ وا برای چی باید خجالت بکشم؟ به قول خودت شوهرمی.
شوهرمی رو با عشوه گفتم که باعث شد سامان بلند بزنه زیرِ خنده.
ـ در این شرایط شوهرتم، ولی از اون لحاظ باید خجالت بکشم آره؟
ـ کدوم لحاظ؟
ـ همون لباس و....
همین طور که می گفت دستش و آورد زیرِ گردنم. منم که به زیرِ گردنم حساس قلقلکم گرفت و خودم و کشیدم عقب. سامان یه ذره نگام کرد و گفت:
ـ گردنت حساس هست؟
نمی خواستم نقطه ضعف بدم دستش گفتم:
ـ نه چطور؟
ـ پس حساس نیست.
و یه دفعه دستش و گذاشت زیرِ گردنم. منم خنده ام گرفت و نتونستم خودم و ازش جدا کنم و پخشِ زمین شدم. سامانم خودش و انداخت روم و قلقلکم داد.
ـ وای سامان.... نکن. وای.... سامان خواهش می کنم.
و دوباره خندیدم.
ـ وای سامی ولم کن.
romangram.com | @romangram_com