#هستی_من_باش_پارت_176
سامان رو به من گفت:
ـ هستی سایزت چنده؟
ـ سی.
مرد رفت سمت پالتو و سایزِ سی رو برام آورد. رفتم اتاق پرو و پوشیدم. خیلی بهم می اومد. در و باز کردم و به سامان گفتم:
ـ چطوره؟
یه نگاه سر سری بهم انداخت و گفت:
ـ خوبه. هستی بیا این پالتو رو هم ببین.
رفتم سمت پالتویی که گفت. اونم یه پالتوی شیری، ولی بلند. توی تنِ مانکن بالا تنه اش تنگ و از روی زیرِ سینه کمربند می خورد و گشاد می شد. خیلی خوشگل بود. حتی از پالتویی که انتخاب کرده بودم قشنگ تر بود، ولی من بلند دوست نداشتم.
ـ قشنگ هست ولی بلند نمی خوام.
فروشنده گفت:
ـ الان این شکلی مد هست. حالا شما بپوش شاید خوشت اومد.
رفت سمت پالتو و برام یه دونه آورد. رفتم سمت اتاق پرو و پوشیدم. واقعا بهم می اومد. خیلی ناز شده بودم. سامان وقتی دیدتم زل زد بهم و حتی پلک هم نزد. فروشنده که طوری نگاه می کرد که انگار لختم! رفتم توی اتاق پرو درش آوردم و اومدم بیرون.
ـ خوشت اومد؟
ـ آره بگو همین بلند رو بده.
romangram.com | @romangram_com