#حریری_به_عطر_یاس_پارت_229

- چه خبر ؟

-خبرا که پیش شماست مامان کوچولو ...

انگشتش بی اختیار روی شقیقه اش نشست و ناراحتی جواب داد:

- منفی بود ..

مریم غر زد:

- ای بی عرضه ... دست و پای یه بچه درست کردنم نداشتی ؟

لبخند محوی زد و گفت:

- بهتر حالا زود بود واسه مون ..

مریم خندید و به شوخی گفت:

- عروس بلد نیست برقصه می گه اتاق کجه ..

حریر هم بی رمق خندید .. مریم متوجه حس و حال او شد و گفت:

- وا چرا انقدر بی حالی ؟

-همون ضعفه ست ... سرگیجه هام بیشتر شده ..

دکتر رفتی ?



-آره دکتر رفتیم ..

-چی گفت؟


romangram.com | @romangram_com