#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_90
-خوبه واستونپگاه بخور
به پگاه نگاه کرد"ببین قیافشو چه جوری کرده الان میخورمتا"
مامانش لیوانای اب پرتغال گرفت سمتشون-فرزاد هی صدای این دوتا رو درنیارپگاه خاله بعدش اینو بخورمیلاد مامان بخور تو هم
-اخه اینا صدا دارن من درش بیارم؟زن داداش زن من حامله ست دلش میخواد
اب پرتغال و درجا سرکشید-خودت بیا واسه زنت اب بگیرمامانم خسته شدصداشو اروم کرد-یه کی دیگه حالشو میبره ماها باید دست به خدمت اقا وخانمش وایسیم
مامانشو مامان پگاه خندیدفکر نمیکرد صداشو بشنونسرشو انداخت پایینبه پگاه نگاه کردبا اون چشمای قرمز تب دارش میخندیدبه لیوان اب پرتغال اشاره کرد-بخور تا من نخوردم
پگاه دور بر نگاه کرد کسی نزدیکشون نبود-بخور من دوست ندارمهمه چی تو دهنم بدمزه ساخ بمیر سرمامو دادم بهت
صداشو اروم کرد-خدانکنهتا باشه از این سرماخوردگی هامن منظورم به چیز دیگه بود
-چی؟
-تو رو
romangram.com | @romangram_com