#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_78
صورتشو جمع کرد-مشکل همینه که خیلی دلم میخواد
خندش گرفته بوداین پسره ی گنده ی دراز که معمولا جدی بود که رنگ قرمز خیلی بهش میومد دوساعت بقول خودش حرف زده بوداز همه کلمه های خوشم میاددلم میخوادفکرم پیشته استفاده کرد بود الا دوست دارم!!خندشو خورد-فقط شبا اس میدیماهل بیرون اومدنم نیسم گفته باشم
صورتش باز شد و خندید-حالا درباره ی حاشیه ها بعدا صحبت میکنیمبستنی سفارش بدم؟
خندید-اره توت فرنگی
-ای به چشمزود بخوریم برسونمت ساعت سه باید برم ترمینال
سرتکون داد-این ماشین کیه؟ماشین خودت کی درست میشه؟
-ماشین یکی از بچه هاماشین قرار بود ظهر اماده بشهبدقولی کردفردا کلاس دارم مجبورم با اتوبوس برم
لیوان رو از دست سینا گرفت-اخماتمو باز کن
romangram.com | @romangram_com