#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_77
روش نمیشد بگه ذهنم درگیر میشهنمیتونم درس بخونمروش نمیشد بگه دیشب تا صبح خوابم نبردهروش نمیشد بگه حواسش از دیروز عصر تالا پرت شدهسرشو انداخت پایین-
-پگاه من فکر میکردم این حسی که دارم دوطرفه سالان مطمئنم که تو هم مثل خودمیببین منوسنم کمه؟بچه ام؟اگه دنبال دوست دختر بودم میومد دنبال دختر فامیل؟پگاه به جون خودت به جون مامانم قرار نیست رابطمون اینجوری بمونهمن فوقمو بگیرم برم سر یه کار درست حسابیبعدش علنیش میکنمها؟
سرشو بالا گرفت تا اومد حرف بزنه میلاد دستشو بالا گرفت-اجاره بده حرفم تموم بشهپگاه من اگه الان بیام جلومامانم اینا رو بفرسم خونتونبابات تو رو به من میده؟خودت بگو عمو علی راضی میشه؟اگه میشه تا من بیامپگاه درک کن من دوست ندارم بیام نه بشنومبزار به وقتش بیام با دست پروقتی بیام که عمو علی بهونه واسه نه گفتن نداشته باشهالانم اگه اومدم دارم این حرفا رو میزنم میخواستم ببینم تو چی میگیمیخواستم بدونی تو فکر من چی میگدرهقرارم نیس اتفاقی بینمون بیفته که بترسیمتوجه منطورم میشی؟درسته من تو رو میخوام ولی قبل از هرچی تو دختر عمومیناموسمی!
به جای میلاد نفس گرفت-منمن
-پگاه درست بدون رودرواسی حرف بزن
دستشو از زیر میز مشت کرد-من کنکور دارمذهنم درگیر میشهیعنی تو باشی حواسم پرت میشه نمیتونم درس بخونمهمه ی حواسم میره پیش تو
میلاد به صندلی تکیه داد و پوفی کشید بعدش خودشو جلو کشید دستاشو روی میز گذاشت-عزیز من قرار نیس دم به دقیقه باهم باشیممثل ای بچه ها شب و روزروز و شب هی اس ام اس بازی کنیممن اصفهانم خودمم درس دارمقرار نیس هی بریم بیرونمن قول میدم به درست لطمه ای نخورهها؟
لباشو کج کردبابت چی فول میدادخودش نمیتونست فکرشو کنترل کنهدیگه اون میتونست-نمیدونم
میلاد پوف طولانی کشید-چقدر مخ تو رو زدن سختهدو ساعته دارم حرف میزنم تازه میگی نمیدونم؟
اخم کرد-خیلی هم دلت بخواد
romangram.com | @romangram_com