#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_72


-نع!خوبم-

-فردا صبح مدرسه ای؟-

-اره تا دوازده ونیم بعدش میرم کتابخونهاگ مث امروز نشه البته-

لبخند زد- الان طعنه زدی؟-

-نعبلانسبت-

با دیدن شکلک زبونک اخر پیامش لبخند زد-من فردا دوازده ونیم جلوی همون بانکه ایستادمگوشیت همرات باشه-

-من که گفتم خوبمدیگه بیای واسه چی؟-

-امروز گفتم باید حرف بزنیمنگفتم؟-میدونست پگاه میدونه درباره ی چی میخواد حرف بزنهخنگ نبود که حدس نزده باشهبهتره بود امشب یه اشاره میکرد تا ذهنش اماده بشه

-من بخوابمشب بخیر-

لبخند زد-خوابای خوب ببینیشبت بخیر خانم-

romangram.com | @romangram_com