#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_61


از پرویی دختره اخم کرددستشو کوتاه گرفت-خوشبختمحواسش به قیافه ی اخموی پگاه بود

-میلاد داداشمن خودم میرم خونهپگاهو برسون

پگاه با همون اخمش جواب داد:نه خودم میرم

خم شد درو باز کرد-سوار شومیرسونمتمیعاد زود برو خونه



به پگاه نگاه کردچشم دوخته بود به بیروناولین بار بود دوتایی تنها تو ماشین بودندحس خوبی داشتنوک دماغشو خاروند-کتابخونه میری؟

برگشت سمتش-ارهتو خونه پرهام نمیزاره درس بخونم

-خسته نیسی از مدرسه تازه اومدی

-نه میرم تا 4بعدش که رفتم خونه میخوابم تا شبشب پا میشم دوباره میخونم

سرتکون داد-خوبهناهار چی؟

romangram.com | @romangram_com