#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_59
عصبانی شد-کتاب تست؟من گوشم درازه نه؟
-حرفامو نصفه شنیدی نه؟ای بابا!جون مامان قاطی نکنا با این دختره دوست پگاه قرار دارمپگاه نگهش داشته برم برسم
نفسشو ازاد کرد و پاشو از روی گاز کمی برداشت-پسره ی نفهم
با صدای بلند خندید و مشتی به شونش زد-جون من ترسیدیا!من پگاه رو به چشم زن داداش میبینمخیالت راحت
اخم کرد-خفه شوروتو کم کن!کدوم طرف؟
-سمت راست بپیچمدرسه پگاه رو بلد نیستی؟خیلی شلی تو بخدااز دستت میپرهایه کاری کن زودتر
اخمش عمیق تر شد-خبریه؟
سر تکون داد-مامان داشت واسه مامان بزرگ گفت شنیدم
دستش دور فرمون محکم شد-مثل ادم حرف بزنقسطی حرف میزنه
-هیچی بابانوه عمه شکوهعلی از پگاه خوشش اومدهمثل اینکه شب عروسی فرزاد کلی دیدش زدهچون بلافاصله بعد عروسی گفتند
romangram.com | @romangram_com