#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_290


زبونشو کشید روی لباش صداش گرفته بود-مگه بار اولمه؟

سرشو کرد توی گودی گردش و عطر بدنشو با ولع نفس کشید صداش درنمیومد-نه

گردنشو لب زد و دستاشو روی کمرش بالا و پایین کرد صدای اونم درنمیومد-دیوونتم پگاه

با صدای پا چشماشو باز کرد و دستشو گرفت جلوی چشاش-خاموش کن چراغو

-تو تاریکی چرا نشستی؟

چشمای خیسشو پاک کرد-همینجوری

نردیک تر اومد-گریه میکنی؟

خندید-نه باباگریه چیه از چشام اب میاد

-نصف شبی چیکار میکنی اینجا؟

کاسه و لواشکارو بالا اورد-دلم خواست چرا بیدار شدی؟

romangram.com | @romangram_com