#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_281


-جان؟

-تو حموم که گیرافتادم ترسیدم

بوسیدش-همیشه گفتم وقتی تنهایی نرو حمامفردا قفلشو درست میکنم

-دیر اومدی

از خودش بدش اومد"لعنت به من"دوباره بوسیدش-نمیخوای خوابتو تعریف کنی واسم؟

با مشت کوبید روی سینه اش-خواب دیدم یه دختر موبلندی رو گرفتی تو بغلت

چشماشو بستپگاه موهای بلندشفرای خوشکلشموهای خرماییشلبخند زد-چرا از اتاق خواب بدت میاد؟ببین اوارمون کردی

دوباره مشت زد توی سینه اش-توی اتاق خواب من بودی

از حرص صداش خنده اش گرفت-چیکار میکردیم؟

اینبار مشتشو توی سرش کوبید-کوفتنخندچه خوششم اومدهروشو برگردوند-هی واسه من لبخند میزنه

romangram.com | @romangram_com