#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_240
مینو جیغ زد-من میرمبیشعورا
چشماشو باز کردلبخند زدیادش بوددو سه روزی همه رفته بودند دیرپگاه از صبح توی اب بود تا شب که عمو علی به زور بیرون میوردشیادشه کلی عکس یواشکی ازش گرفته بودنمیتونستند جلوی دیگران زیاد باهم حرف بزنندمجبور بود بهش اس بده که وقتی لباسش خیسه و به تنش چسبیده بیرون نیادپگاه هم محل نمیزاشت و عصبانیش میکرد
تو که بودی ای مسافر که منو در من شکستی
رفتی اما در دل من تو همیشه زنده هستی
تو که بودی که به یادت باید اواره بمونم
پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم
چشماشو بسترفته بودند تخت جمشیدتوی زمین فوتبال اونجا بازی میکردندبا امین یار بودندمینو رو گذاشته بودند توی دروازهامین میعاد دریبل زدجلوی دروازه بهش پاس دادفرزاد داد میزد که پگاه نزاره گل بخورنپگاه خودشو مظلوم کرد-میلاد به من گل نزنیاخندش گرفته بود دختره داشت خرش میکردایستادامین سمتش پگاه رفت-چی میگی تو بچه؟میلاد تو چرا نمیزنی
-اگه بهش گل بزنم که گریه میکنه امین
پگاه سرشو بالا و پایین کرد-هومنزن میلاد
امین دست انداخت دور کمر پگاه و بلندش کرد-بیا بزناین عزیز دل عموشه
romangram.com | @romangram_com