#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_213


میلاد نفسشو ول کرددستشو بالا برد و پشت دستشو بوسید-جبران میکنم پگاهبه مولا جبران میکنم

دستشو کشید و روی پاهاش مشت کرد-باشه

-پگاه؟میخوام برم خودم با عمو علی حرف بزنم

ترسید-نه

-چرا نه؟؟خودم راضیش میکنم

-بابام عصبانیه

-دیگه مثل اوایل نیسچهلمه مامانبزرگتم تموم شدخودم باهاش حرف میزنمتو هم از اونطرف بگو راضی میشه

-نه

-عزیز من نگرانیت واسه چیه؟فوقش یه کتک دیگه میخورم

-نمیخوام

romangram.com | @romangram_com