#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_214
-پگاه؟بگو چیکار کنم همون کارو بکنم
-نمیدونم
-اگه دوتامون یه کم فشار بیاریم قبول میکنه
-نمیخوام؟
-یعنی چی؟؟چی نمیخوای؟
-میلاد منمن دیگه نمیتونم
اخم کرده بود-چی نمیتونی؟؟
دستاشو تو هم گره کرد-من دیگه نمتونمیعنی نمیخوام رو حرف بابام حرف بزنم
میلاد بهش نزدیک شد و تو چشماش زل زد-پگاه؟
سرشو پایین انداخت-میلاد بابام قلبش مریضهمن خجالت میکشممیلاد من میترسم بلایی سرش بیادمیلاد نمیتونم تو روش بایستمنمیخوام طوریش بشهنمیخوام دوباره دلشو بشکونمبابامه میلادنمیتونم یعنی واقعا نمیخوام
romangram.com | @romangram_com