#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_212
-میدونم
-اون روز ترسیده بودماون روز تو یه میلاد دیگه بودیمن اون روز اون میلادو نمیشناختم
-میدونم
بی صدا اشک ریخت-
-پگاهخودمم حالم از خودم بهم میخورهبه علی پشیمونمنمیدونم چی شد؟یهو دیوونه شدم
لبشو گاز گرفت-میدونم
-پگاهتو همه کسمیتو نفسمینباشی دووم نمیارم
هنوز بی صدا میباریدگرفتگی صدای میلاد حالشو خرابتر کرد-میدونمدیگه نگو
دستشو گرفت-فراموشش کنیم؟
به چشمش زل رد-فراموشش کنیم
romangram.com | @romangram_com