#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_189


امین و مامانش جلوی ccu نشسته بودندبا دیدن اسمccu قلبش ریخت-مامان؟

-اومدی پگاه؟اوردی پرونده ها رو؟

-تو گفتی حالش خوبه

-پگاه دوباره شروع نکنابخدا خوبهبخاطر ازمایشات بردنش اون تو

اشکش راه افتاد-دورغ میگی

امین دست انداخت دور شونه اش و بوسیدش-پگاه!عمو بخدا خوبهچون قبلا بالن زدهبردنش اون توبه جون خودت خوبه

مامانش گونه شو بوسید-راست میگهواسه احتیاط بیشترپرونده هاشو اوردی؟

دست کرد تو کیفش پرونده ها رو دراورد-پرونده ها واسه چی؟

-دکترش میخواد جواب ازمایشاتش رو مقایسه کنهتو دیگه برو خونهامین من اینا رو بدم بیام

-باشه بروپگاه عمو برو خونه ی ماپرهامم اونجاستتنها نرو خونه

romangram.com | @romangram_com