#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_174


-طرف بدی خورد تو پستمونبار اول نبودااین از اوناش بود

-یه چیزی بخور بعد سیگار بکشدرد نداری؟

دراز کشید روی قالیچهدو هفته پیش پگاه همینجا دو ساعتی توی بغلش خوابیده بود





روی تخت نشسته بود و پاهاشو جمع کرده بود توی بغلشزل زده بود به اینه ی شکسته ی اتاقبه دستش نگاه کردانگشتشو با همون اینه ای بریده بود که دست میلاد بریده بودهمون زخم کوچیک سر انگشتش میسوخت و فکرش پیش دست میلاد بودمامانش همه رو جارو کرده بوددر اتاق باز شد-پگاه؟عزیزم

-

به سمتش اومد و محکم بغلش کرد-جانمعزیزم

صداش درنمیومدحتی توانشو نداشت بغلش کنه-

-من بمیرمهیچی ازت نمونده

romangram.com | @romangram_com