#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_173


-خرابم حامد

-میدونمازش خبر داری؟

-صبح رفتیم با مامان خونشونپگاه داغون بودتا اونجا بودم چهار بار حالش بد شدیه کلمه حرفم نزدفقط نگام میکرد

-ببینم لبتو؟باباش نزدش که؟

-نهعمو علی سر پگاه دادم نمیزداون شب میخواست بزنتشولی خودشو کنترل کرد

-بجاش کوبوند تو صورت تو

سرتکون داد-حقم بود

-خوبه که میدونی

-دلم تنگه

-چی بگم؟شانس دارین شما؟ملت همه گهی میخورن کسی نمیفهمه

romangram.com | @romangram_com