#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_172


-میلاد؟

-نمیامبزار اینجا باشممامان؟من خیلی میخوامش





حامد پنجره ها رو باز کردکمی سردش شد و توی خودش جمع شد-ببند اون بیصاحابو

حامد کنارش نشست-همه خونه رو دود گرفته

-سیگار اوردی واسم؟

-ارهیه کم خرت و پرتم اوردمیه چیزی بخور

دست دراز کرد سمت کیسه ها و پاکت سیگارو دراورد-

-میلاد میخوای بمیری؟پاشو بریم درمونگاه دستتو نشون بدیم

romangram.com | @romangram_com