#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_157
-میلاد؟
-دستشو سمت موهاش دراز کردموهاشو بالای سرش بسته بود و بلندیشو گیس کرده بودموهای ازادشو پشت گوشش برد-بم چایی میدی؟
به چشماش نگاه میکردلب پایینشو گاز گرفت-نمیگی چته؟
کفششو در اورد روی قالیچه دراز کشیدسرشو روی کوله ی پگاه گذاشت-فلاکسو یادم بود بیارمگداشتمش تو اشپزخونه
پاهاشو توی کفشش کرد-هفته قبل کافی میکس خریدی موندهدرست کنم؟
به قدماش نگاه کردپاهاشو روی زمین میکشیدکفشاش برای پاهای پگاه خیلی بزرگ بود-چایی درست کن
-چشم
چشماشو بستبوی عطر پگاه توی بینی اش پیچیده بودبوی عطرشو دوست داشتالان ارومتر شده بودپگاه توی خونشون کنارش بودچیز بیشتری نمیخواستپگاه بودکنار پگاه همه چیز خوب بودکنار پگاه حالشم خوب بود حتی اگهاب که رو صورتش ریخت چشماشو باز کردپگاه بالای سرش با لبخند ایستاده بود-پاشو دستتو بشور هات داگ بخوریم
-پگاه؟
-جان دل پگاه؟
romangram.com | @romangram_com