#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_152
-پگاه مامان ببین میگه چی شده؟
گوشیش تو جیبش لرزید-جان دلم؟سلام خانوم خودمخوبی؟چه عجب بعد سه روز یه خبری از من گرفتی!-
-میلاد اوضاع خرابهمینو ظهر اومد خونه مامانبزرگنصف صورتش کبودهحرفم نمیزنه-
وارد اتاق شدمینو خوابیده بودروی صندلی نشست-چی شده؟میتونی حرف بزنی؟زنگ بزنم؟-
-نهپیش مینو هستمهیشکی نمیدونهفرزادم نیستش-
-سابقه نداشته بزنتش-
-تا اومد گریه کردبه بابام گفت طلاقمو بگیر-
-چرت گفتهالان زنگ زدم به فرزاد گوشیش خاموش بود-
-میلاد ایندفعه جدیهبابامو بابابزرگ عصبانینکاش بودی-
-حل میشه عزیزمنمیتونم بیام شیراز-
romangram.com | @romangram_com