#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_153
با صدای زنگ بلند شد-بابات اینا قرار بود بیان اینجامن برمبعد اس میدمامین بیاد مینو رو ببینه خون به پا میکنهفعلا-
وارد سالن شدهمه عصبی نشسته بودندسلام کردو ماهانو بغل کرد دست پرهامو گرفت-بریم تو اتاق کارتون ببینیم
نشسته بود کنار مینو وپا به پاش گریه میکرد-تقصیر بابا بودیادته گفت صیغه بخونن؟اگه صیغه نبودیم زود مجبور نبودم عروسی کنممیفهمی چی میگم پگاه؟ترسیدم ابرو ریزی بشهخود خرم میدونسم فرزاد نه خونه داره نه کار درست حسابیخدا زد تو سرم عاشقش شدمپگاه انقد بیخیالهبخدا همش از زیر کار در میرهیه دو تا سفارشم که میگیره انقدر بد قولی میکنه تا طرف دیگه پیداش نشهسه سال گذشته هنوز بالای خونه عمو هستیمخسته شدمبخدا ازپس خرج و مخارج خودمون و ماهان هم بر نمیایمبچه ی دوم میخواستم واسه چی؟فقظ کم بود دست روم بلند کنه که کرددیگه نمیتونمبخدا دیگه نمیتونمطلاقم بده مهریه هم نمیخوام
با دستمال اشکاشو پاک کرد و مثل مینو هق زد-مینو از اول اشتباه کردین الانم میخوای اشتباه بزرگتری بکنی؟به ماهان فکر کردی؟مگه چند سال گذشته که طلاق بگیری؟
-پگاه تو رو خدا تو مثل بقیه نباش درکم کن
-باشه عمهگریه نکنخدا بزرگهماهان میترسهبخواب من یرم دستشویی
-باشهبروبگو کسی نیاد پیشمحوصله سرکوفت ندارم
-کسی خونه نیس بخواب
romangram.com | @romangram_com