#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_151
زیر چشماش دست کشید و اشکشو پاک کرددماغشو بالا کشید-مینو؟عمه نمیخوای حرف بزنی؟
مینو هق هق کرد-پگاهبرو حواست به ماهان باشه
-باشه میرم پایینبلند شد و بیرون رفت درو پشت سرش بستگوشیشو از جیبش دراورد و واسه"تولدم"پیام داد-میلاد؟-گوشیو تو جیبش برگردوند و از پله ها پایین رفتمامانش با اب قند بالای سر مامانبزرگش ایستاده بودبابابزرگش کف سالن عصبی راه میرفتباباش داشت با تلفن صحبت میکرد-فرهاد!برادر من جای من بودی اروم بودی؟بیا مینو رو ببینخب؟درستهنهبزار نه اجازه بده ماهم نمیدونیم چی شدهمینو حرف نمیزنهباشه منتظریمقدمت روی چشم
به ماهان و پرهام نگاه کرد بیخیال جلوی تلویزیون دراز کشیده بودند کارتون میدیدندسرشو برگردوند سمت باباش-فرهاد با عمو و زن عمو میان حالا
بابابزرگش نشست روی مبل کنار باباش-بیان که چی بشه؟این پسره فرزاد کدوم گوریه؟
-فرهادم نمیتونست
مامانبزرگش ایستاد-علی مامان الان امین میاد میرسهجوونه یه کاری دست هممون میده
-مامانش نشست-بعد یه هفته همین امروز امین باید برسه؟
سمت پله ها بالا رفت-مینو نگران ماهانهحواستون باشه بهش
romangram.com | @romangram_com