#هراس_بی_تو_ماندنم_پارت_140


صاف ایستاد و دستشو پشت گردنش کشید-تو روحت بچهتف تو ذات باباتخواست فحش بدتری بده که پگاه پرید وسط حرفاش-میلاد؟هیس!

به پگاه که سعی میکرد نخنده نگاه کرد-ببین چه ضد حالی زدا

پگاه هول شد و ایستاد-بریم دیگه

کلافه شد-پگاه؟

-میلاد حرف نزنیم فقط بریممن نمیدونم چی شدوای

دسشو گرفت و با دست ازادش چونه شو بالا داد-ببین منو؟شیرینی خونه بود

دستشو پس زد و نگاشو دزدید-میلاد بریمدربارش حرفم نزنیمتو رو جون من

-باشهبابابریم

پگاه ماهانو بغل کرد و سمت در رفت-دور لبتو پاک کن

پشت سرش راه افتاد و خندید-ای به چشممیگم پگاه؟همش اصله؟یا جوراب گداشتی توش؟

romangram.com | @romangram_com