#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_450


حاج خانوم همزمان اومد تو

- سلام آني جان ...

روبوسي كرديم ... و از حال فرشاد پرسيدن ... منم در جواب گفتم وخيمه و بايد دعا كنن...

حاج خانوم دستاش و گذاشت رو دستم و خيلي مهربون گفت

- دعا كن هر چي حكمت خودشه همون بشه ...خدا خير همه رو بهتر از خودشون تشخيص مي ده ... ايشالا كه سالم ميشه ميرين سر خونه زندگيتون... اما اگر يه درصد نشد ... بايد صبور باشي دخترم ...

بيتا به مامانش اشاره كرد كه ادامه نده ...

حاج خانوم گفت

- نه بيتا جان گاهي دوست اونه كه آمادت كنه واسه واقعيت نه اينكه ببرتت تو اوهام...

پس اول دعا آخر دعا ولي صبر و بايد هممون ياد بگيريم ...

بيتا رو همون روز بردن اتاق عمل ... خيلي استرس داشت .. تا پشت در اتاق عمل همراش رفتيم ... گفت واسم دعا كنيد

آريا مرتب باهام تماس مي گرفت و از اوضاع احوال فرشاد مي گفت و از حال بيتا مي پرسيد ...


romangram.com | @romangram_com