#هر_اشتباهی_عشق_نیست_پارت_423
بيتا كه فهميد آريا وفرشاد توي اون اوضاع موندن اونجا ... اونم نگران شد ..
مامان با يه ساندويچ اومد سمتم ...
- بخور مادر
- نه ... جون من نه
- واسه چي ؟! بخور مامان جان .. بخور وگرنه من غصه مي خورم ...
- نه هر چيزي مي خورم به جزساندويچ ..
بيتا قهقه زد ...
- خوب حق داره اونجا مرتب ساندويچ كالباس به خوردش مي دادن ...
مامان خنديد ...
- الهي ... جون مامان راست ميگي ؟ هر وعده ساندويچ؟!
سر تكون دادم به نشونه آره ...
romangram.com | @romangram_com